تبليغاتX
ورود آقایان ممنوع

ورود آقایان ممنوع

چیز خاصی ندارم بگم مهم نیست !

اکنون  اکنون رخت به سراچه ی آسمانی دیگر خواهم کشید

 

آسمان آخرین که ستاره ی تنهای آن تویی

 

آسمان روشن سرپوش بلورین باغی که تو تنها گل آن تنها زنبور آنی

 

باغی که تو تنها درخت آنی وبر ان درخت گلی ست یگانه که تویی

 

ای اسمان و درخت وباغ من  

 

با زمزمه ی تو اکنون رخت به گستره خوابی خواهم کشید

 

که تنها رویای آن تویی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 شهریور1388ساعت 0:46  توسط شکیرا  | 

دوستم داشته باش

 

دوستم داشته باش

باد ها دلتنگند          دستها بیهوده           چشم ها بیرنگند

دوستت خواهم داشت

بیشتر از باران          گرمتر از لبخند         داغ چون تابستان

دوستت خواهم داشت

شادتر خواهم شد       ناب تر    روشن تر      بارور خواهم شد

خواب دیدم در خواب    آب  ابی تر بود

حوض پر سوز نبود 

زخم شرم آور بود

خواب دیدم در تو   رود از تب میسوخت

نور گیسو میبافت

باغچه هم گل میدوخت

دوستم داشته باش     

                   عطر ها در راهند

                                              دوستت دارم ها

                                                                        آه چه کوتاهند!

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 شهریور1388ساعت 1:33  توسط شکیرا  | 

صدا کن مرا صدای تو خوب است

صدای تو سبزینهی آن گیاه عجیبیست که در انتهای صمیمیت حزن میروید

در ابعاد این عصر خاموش

من از طعم تصنیف در متن ادراک  یک کوچه تنهاترم

بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهاییم بزرگ است

و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمیکرد

و خاصیت دوست داشتن این است

کسی نیست بیا زندگی را بدزدیم آن وقت میان دو دیدار قسمت کنیم

بیا آب شو مثل یک سایه در سطر خاموشیم

بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی دوست داشتنت را

و آنوقت من مثل ایمانی از تابش استوا گرمتورا در سر آغاز یک باغ خواهم نشانید!

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 شهریور1388ساعت 1:22  توسط شکیرا  | 

عصر حجر

در اين عصر چون هم زن و هم مرد زبون همديگه رو نمي فهميدن(چون هنوز زبان اختراع نشده بود) كار مردا سخت تر بود.چون ديگه نميشد با صحبت كردن و عزيزم ساعت چنده و ببخشيد مستقيم كدوم طرفه و …. مخ طرف رو بزني.پس بايد با استفاده از ظاهر و عمليات محيرالعقول يه زن رو به دست ميوردي.از جمله روش هاي مخ زني اين دوره عبارت بودند از:
* داشتن گرز بزرگ تر و و محكم تر (مثل امروز كه هر كس ماشينش شيكتر و با كلاس تر باشد گزينه هاي بهتري گيرش مياد!)
*داشتن پشم و پيلي بيشتر در ناحيه سينه آقايون و كلاً در همه جاي بدن! (نكته: پشم و پيلي نام يكي از عضو هاي بسيار مهم و حياتي در بدن مرد هاي قديم بود كه نشانه مردانگي هم بود.)
*داشتن غار بزرگ تر
*داشتن لباس!(كه اين ينيققو فقط مرفهان بي درد اون دوره داشتند)
هدف از مخ زني: بر اساس نقاشي هاي به دست آمده از روي غار ها انجام اين عمليات احتمالاً هيچ هدفي رو دنبال نمي كرده و تنها جهت هضم شدن غذا بوده!(چون بر اساس مطالعات پزشكي گوشت دايناسور دير هضمه و بايد فعاليت شديد! داشته باشي تا هضم بشه)
بعد از عصر حجر يه عصري اومد كه در اون زن ها خيلي راحت در دسترس بودند و لازم نبود كلي تلاش كني تا مخشون رو بزني. البته به دليل تلاش هاي زيادي كه بعضي از زنان فمنيست جهت حذف كردن اين قسمت تاريخ داشته اند ما اطلاعات دقيقي از اين دوران نداريم.ولي ميدونيم هميشه هم نبوده كه مردا زجر بكشن!بلكه يه دوره اي توي تاريخ بوده كه مردا حالشو بردند و چيز ديگه اي كه ميدونيم اينه كه احتمالاً زنهاي اين دوره انسانهاي بسيار فهيم و با منطقي بوده اند و خودشون درك كردند كه اگر الكي كلاس بذارند ترشيده مي شن و ميمونن روي دست ننه باباهشون واسه همين هيچوقت نه نميگفتند!!!!

دوره ی هخامنشی:


در اين عصر رن و مرد زبون همديگه رو مي فهميدند ولي هنوز ساعت مچي اختراع نشده بود كه بشه با گفتن جمله عزيزم ساعت چنده مخ يه دختر خانوم رو بزني! و اصولاً زن هاي اين دوره دو دسته بودند يكي زن هاي اشراف زاده و درباري بودند كه كافي بود يه تيكه ناقابل بشون بندازي تا حسابت با كرام الكاتبين و شخص داريوش و كورش كبير باشه و دسته ديگه زن هاي رعيت بودند كه تنها كاري كه بلد بودند آشپزي و آوردن آب از چاه بود!براي همين در اين دوران براي اينكه يك زن خوب رو براي خودت برداري بايد اول كلي زحمت مي كشيدي و روش هاي شمشير زني و … رو ياد مي گرفتي.بعد ميرفتي توي جنگ شركت مي كردي.بعد اگه احياناً زنده مي موندي ميتونستي يكي از زن هاي دشمن رو واسه خودت به غنيمت ببري!پس مي بينيم كه باز هم علي رغم اينكه انسان بسيار پيشرفت كرده بود(نسبت به عصر حجر) اما بازم مخ زني يكي از كار هاي شاق بود!اما براي زدن مخ زنان درباري بايد ويژگي هاي زير رو مد نظر قرار ميدادند:
*حداقل يكي از اجداد پدري و مادري بايد يه ربطي به دربار داشته باشه تا مثلاً خون پادشاهان در رگ اون مرد جاري باشه(به اصطلاح امروزي آقازاده باشه!!!)
*داشتن شمشير از جنس طلا و سپر از جنس نقره و نيزه از جنس برنج (رجوع شود به شرايط گرز در عصر حجر)
*داشتن ريش بلند (رجوع شود به شرايط پشم! در عصر حجر)
هدف از مخ زني: بر اساس كتيبه هاي به جا مانده از تخت جمشيد هدف از مخ زني داشتن نوكران و كنيزان زياد و خوردن شراب بوده!

دوره ی قاجار:

در اين دوره يه پادشاهي بوده به اسم آقا (آغا) محمد خان قاجار كه همه ميدونيم چه مرگش بوده! آره ديگه خلاصه به خاطر اين بلاي خانمان سوزي كه اين جناب بش دچار شده بودند(و ايشالله خدا نصيب هيچ مردي نكنه) يه كمي زياد عقده اي شده بودند و به همين دليل نمي تونستند ببينن كه يه مردي براي اينكه زن دلخواهش رو به دست بياره عمليات مخ زني انجام بده و هر كسي كه اين كارو مي كرد چشماش رو در مي آورد تا عبرت بقيه شه!و كلاً اون عمليات قدغن و غير قانوني بوده. به همين دليل در اون زمان به دليل اين محدوديت فوق العاده روش مخ زني زياد پيشرفتي نكرد و به دليل زير زميني بودن! اطلاعات دقيقي از چگونگي انجام آن در دست نيست.البته بر اساس يك نوشته تاريخي تأييد نشده در اين دوران براي مخ زني بي بي صغرا و ننه سكينه پس از شناسايي دختر مورد نظر(يا همون طعمه) به حمام مي رفتند (در روزي كه طعمه هم به حمام مي رفت ) و بدن وي را در حمام ديد مي زدند و در صورت تأييد اين عزيزان و زدن مهر استاندارد و ايزو 9002 ادامه عمليات در خانه پدر دختر و تحت عنوان خواستگاري انجام ميشد و نه پسر دختر رو مي ديد و نه دختر!(به نظر من كه خيلي باحال بوده.فكرشو بكنيد يه روز مامانتون بياد بتون بگه عرشيا جان عزيزم امروز ساعت 5 برو كافي شاپ هويج دوست دخترت اونجا منتظرته!) هدف از مخ زني: داشتن پسر جهت ادامه شغل پدر



 

دوره ی پهلوي:

 

در اين دوره مردم يه كمي زياد سياسي فكر مي كردند و اصولاً زياد توجهي به دختر و مخ و اين حرفا نداشتند و به غير از شهرام شب پره و ابي و فردين بقيه مردا تو فكر براندازي نظام بودند! براي همين حكومت هم براي اين كه بياد كار مردا رو آسون تر كنه و باعث بشه اونا ديگه به سياست فكر نكنن يه مكان هاي تفريحي –بي فرهنگي! رو درست كرد به اسم كاباره كه مردا مي رفتن توش و يه كار هاي بدي رو انجام مي دادن كه من الان عرق شرم بر پيشانيم نشسته و نمي تونم بگم!خلاصه در اين دوران هم به دليل سهولت بيش از حد دسترسي به داف! عمليات مخ زني چندان پيشرفتي نداشت . اما خوب بر اساس نسخه هاي به جا مانده از فيلم هاي فارسي آن دوران چند تا كار سخت براي مخ زدن بايد انجام ميشده كه عبارت بودند از:
*فقير بودن و بي خانمان بودن پسر!(جهت زدن مخ دختران مرفه و بي درد اين امر بسيار لازم بوده است)
*داشتن زور زياد و توانايي دريبل زدن چند نفر به طور همزمان….نه چيز ببخشيد منظورم توانايي كتك زدن چند نفر به طور همزمان بود(امان از دست اين عادل فردوسي پور!)
*شباهت ظاهري به محمد علي فردين و بهروز وثوق
*كشيدن سختي هاي بسيار در دوران كوردكي.
*داشتن شلوار دمپا گشاد و كت چهار خانه و ريش مدل داريوشي
*توانايي خواندن آهنگ سلطان قلب ها به صداي بلند!
*داشتن ويژگي مردانه در حد دعوت شدن به تيم ملي!(به طور مثال اون دوران يكي از نشانه هاي مردانگي بوي عرق و بوي نئشه آور! توالت بعد از خروج مردان بود! در حاليكه امروز اين دو تا بو نشانه آبرو ريزي و بي كلاسيه)
هدف از مخ زني:رسيدن به پول و پله ي پدر پولدار دختر و داشتن زندگي راحت و مرفه!


 

دوره ی انقلاب تا چند سال پيش:

 

در اين دوره روش هاي مخ زني تغييري كرد اساسي و به نام خواستگاري تغيير نام داد.يك آقا پسر گل باقالي با يك دسته گل و شيرني همراه مادر و پدر به خانه دختر مورد نظر رفته و بعد از انجام كار هاي اداري لازم! از قبيل تعيين مهريه و شير بها و …. دختر و پسر به صورت رسمي دوست دختر و دوست پسر مي شدند كه بهش زن و شوهر مي گفتند!لازم به ذكر است كه در انتهاي اين دوره نقش تكنولوژي در مخ زني نمايان شد و سوال حياتي و سرنوشت ساز عزيزم ساعت چنده توسط يكي از پيشگامان عرصه مخ و مخ زني جناب آقاي الف .ي اختراع گشت.و اما ويژگي هاي لازم براي مخ زدن دختر خانوم ها:
* سر به زير بودن آقا پسر (كه واقعاً خيلي شرط سختي بوده)
*داشتن سابقه زندان(حداقل 6 ماه) در رژيم شاه
*داشتن سيبيل جهت نمايش مردانگي
هدف از مخ زني:تشكيل خانواده و داشتن ارتش 20 ميليوني!


 

دوره ی امروز:

به گواهي تاريخ در هيچ دوره اي به اندازه امروز مخ زدن دختر ها سخت تر نبوده و نخواهد بود! به طوري كه امروز اگر يك پسر بخواهد مخ دختري را تيليط(تريد) نمايدبايد حتي الامكان و از نظر ظاهري شبيه يك دختر باشد تا آن دختر معصوم بتواند با پسر احساس نزديكي كند!
ويژگي هاي اساسي جهت مخ زدن:
*داشتن ماشين و موبايل و ساير وسايل مدرن كه نشان دهنده احترام به تكنولوژي مي باشد!
*تسلط به زبان انگليسي جهت گفتن عبارات ok عزيزم- چشم honey –momi وDady رفتن بيرون و من تنهام!-I love u و ….
*آشنايي به اينترنت و ياهو مسنجر ولي در عين حال انكار كردن اين ويژگي در جمع!
*نداشتن سيبيل و پشم و پيلي و به طور كلي تمام ويژگي هاي مردانه دوره هاي قبلي
* به روز بودن (Up to date) در زمينه SMS هاي جديد!
*داشتن فاميل در كشور هاي اروپايي , امريكايي و حوزه درياي كارائيب!
و هزاران مورد ديگر كه شما بهتر از من مي دانيد!
هدف از مخ زني:پر كردن اوقات فراغت و انجام راهكاري جهت حل معضل ازدواج!!
اما يه نكته:تا دو سال پيش اگه دنبال دوست دختر بوديم واسمون به صرفه تر از داشتن همسر بود .چون به هر حال واسه ازدواج نيازمند ماشين و خونه و شغل و …. مي بوديم.اما با اين روندي كه داره پيش ميره – و اينكه دختراي اين دوره زمونه به جاي اينكه دنبال يه دوست و همدم باشند انگار دنبال يه جنس اتيغه و لوكس هستند- من پيش بيني مي كنم تا دوسال ديگه ازدواج خيلي با صرفه تر از داشتن دوست دختر باشه…..!
واقعاً من هنوزم نفهميدم هدف از داشتن دوست پسر براي اين دختر خانوم ها كلاس گذاشتن پيش بقيه رفقاشونه يا اينكه داشتن يه دوست خوب و همدم صميمي؟!؟!؟!؟!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 شهریور1388ساعت 16:30  توسط شکیرا  | 

6 اشتباه بزرگ که زن ها در ارتباط با مرد ها مرتکب می شوند:

 

1:رفتارهای مادرانه دارند وبا مردها مانند کودکان رفتار می کنند

2:زنها خودشان را فدا میکنند و همیشه خود را در درجه دوم اهمیت مردی که دوست دارند قرار می دهند

3:زنها عاشق امکانات وتوانایی های مرد میشوند

4:زنان برتری خود را مخفی می کنند

5:زنان قدرت خود را نشان نمی دهند

6:زنان برای بدست آوردن انچه از مردها می خواهند مانند دختر بچه ها رفتار می کنند

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 1:25  توسط شکیرا  | 

تو شماره یک منی

من میلیونها بار ماه را بوسیده ام

در آسمان با فرشتگان رقصیده ام

من بارش برف را در تابستان دیده ام

و قدرت شفا بخشی عرش بالا را احساس کرده ام

من گیتی را از فراز بلندترین کوه دیده ام

من حتی معجزات را هم دیده ام

من گم شدن دردها را حس کردم

اما هنوز هیچ ندیده ام  که چون تو مرا اینچنین متحیر کند

زمانی که احساس سر خوردگی می کنم  تو مرا به وجد می آوری

تو کارهایی می کنی که من هرگز نکرده ام 

تو مرا شرور  و وحشی میکنی

تو به من آرامش همیشگی می دهی

زیرا که عزیزم تو شماره یک منی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 18:15  توسط شکیرا  | 

علت تسلط مردها بر زنان

آیا تا بحال شک نکردید مردی که با شما بد رفتاری می کند در نهان به شما حسادت  میکند یا حتی احساس تهدید می کند؟

نظریه های زیادی بر این عقیده اند که مردها همواره دوست داشتند بر زنان تسلط داشته باشند بخاطر اینکه مردها به قدرت خلاقیت زنها حسادت میکنند.

زن ها قابلیتهای خلاقی دارند که مردها فاقد آن هستند ،و مهمتر  از همه آنکه زن ها می توانند باردار شوند و بزایند که خود معجزه ایست که مردها به آن حسادت کرده و می خواهند بر زنها تسلط داشته باشند.

جدیدترین نظریه تسلط مردها،ناشی از نیاز آنها به حس وابستگی و نزدیکی به زنان و بیانگر خواست مردان در فرار کردن از مادرانشان است، زیرا مادر ابتدایی ترین رابطه برای آنهاست ،و اینکه یک زن در کودکی آنها را زیر سلطه خود قرار می داده وآنها از چنین حسی فرار می کنند و می خواهند بر زنانشان تسلط داشته باشند .

اما زن ها باید یاد بگیرند که زیر سلطه مردها نباشند و تبدیل به یک زن آزاد و قوی شوند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 14:39  توسط شکیرا  | 

stop

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت 18:31  توسط شکیرا  | 

تو خود میدانی حتما با این چیزهای ناچیز از چشم من نمیفتی

به ته تنهایی  به عمق سکوت

در عوض جز منو خدایی که هردم صدای نفس هایش را میشنوی

روزنهای داری به وسعت خزان  ونگاهی تیز که از سنگ نیز میگذرد

مگر همین دیروز از همین جا بن بست را نشانت ندادم؟

و ندیدی زنی را که با خود باد میبرد؟

به هر حال من یک لحظه با این روزنه و این با تو بودن و

به هزار سال زنده بودن نمیدم و خود می دانی.............!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت 18:19  توسط شکیرا  | 

مگر تو از من چه دیدی جز خوبیهای مکرر که شمشیر را از رو بستی  واز من دلخسته رو می گردانی 

مگو... که وهم بود  داستان عشق من

خزان که وهم نیست ...انتظار زیر باران که وهم نیست

دویدن منو ...رمیدن تو که وهم نیست

حال خزان وباران وگلم  ای زیباترین گل مزرعه آفتابگردانم

بی تو عقربه ساعت نمی گذرد ...می خزد

کند میگذرد همه چیز ...همه کس

و من برای هیچ چیز دیگر عجله ای ندارم

جز مردن که آنهم بدانم کسی که برایم شمشیر را از رو بست...آیا به سوگ من خواهد نشست!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  جمعه 1 خرداد1388ساعت 21:43  توسط شکیرا  | 

دیگر نگو چطوری بانو چه می کنی                                                                                               تو که میدانی همیشه در دل منی                                                                                               و در گوشهی تنهایی دلم  هر شب سبزینهی تو به خواب آرزو می رود                                                دیگر نگو چرا صدایت گرفته است                                                                                                  قناری های قفسی در گریه ی صخره هاشان   همیشه خواب آواز می بینند                                         دیگر نگو کجا می رفت                                                                                                               گم شده ای انگار در  هایهای  دل بی قرار خویش                                                                            می دانی که من مقیم همیشه ی حوالی کوچه ی رویایی   هستم که مثل خواهشی  به دنبال صدای یک دیوار حتی به سوی آرزوی تو بال می کشد                                       

+ نوشته شده در  جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت 15:46  توسط شکیرا  |